حجاب و دستاوردها

شنبه ۷ دي ۱۳۹۲
۱۸۴۳ بازدید

حجاب و دستاوردها

حجاب و دستاوردها

حجاب، سنگرحفظ عفّت و عزت زن، سنگر حفظ زیبایی و شکوه زن، سنگر حفظ اخلاق فردی و اجتماعی او، سنگر و دژ خلل­ناپذیر برای حفظ حریم ها وحرمت ها، سنگرحفظ کیان خانه و خانواده از هرگونه انحراف و گمراهی است. براستی آیا شکستن چنین سنگر و دژی علامت ترقّی، رشد و تمدّن و به عکس حجاب و حفظ حریم عفاف نشانۀ عقب‌گرد و واپس‌گرایی است؟ دزدان عفّت و غارت­گران استعمار، برای فریب اذهان و وسیلۀ قرار دادن زنان به عنوان یک کالا می‌خواهند زنان را که نیمی از جامعۀ انسانی هستند از همین راه، از درون تهی کنند و با این کار به تهاجم فرهنگی خود ادامه دهند، آن­ها چنین القاء می‌کنند که: حجاب سدّی بر سر راه تکامل آن­هاست؛ حجاب، زنان را در زندان زندگی حبس کرده و آن­ها را از تعالی و رشد باز می‌دارد؛ حجاب از توسعۀ علمی، فکری، فرهنگی و هنری زنان می‌کاهد...در حالی که حجاب اسلامی آن­گونه پیامدهای شوم را ندارد، بلکه وسیله و سنگر محکمی برای استواری زندگی بانوان بوده و پشتوانۀ نیرومندی برای آن­ها در راستای توسعۀ علمی، فکری، فرهنگی و هنری است.

اکنون با نگاهی گذرا به بررسی آثار و فواید حجاب و عفاف می پردازیم :

1-    حفظ سلامت و استحکام بنیان خانواده از خطر طلاق و از هم گسیختگی

بالا رفتن درصد طلاق در کشور ما زنده ترین شاهد این مطلب است. از روزی که حجاب و عفاف دچار تغییر و تحول شد و آزادی های تعریف نشده در جامعه ما پا گرفت، سطح طلاق به مقدار نگران کننده ای بالا رفته و میزان ازدواج رو به کاهش نهاده است .جامعه بشری هنگامی خواهد توانست نسبت به مسئله زن و رابطه زن و مرد، سلامت و کمال مطلوب خود را پیدا کند که دیدگاه های اسلام را بدون کم و زیاد و بدون افراط وتفریط درک کند و کوشش نماید آن را ارائه دهد . اسلام می خواهد رشد فکری، اجتماعی، سیاسی، علمی و بالاتر از همه رشد  فضیلت و معنویت زنان به حد اعلا برسد و وجودشان برای جامعه و خانواده بشری حداعلای فایده و ثمره را داشته باشد.

حجاب، نقش بزرگی را در تکامل جامعه و رسیدن امت اسلامی به هدف آفرینش ، پاکی، عفت، اصالت و هویت فرهنگی ایفا می­کند. و این نقش، زمانی تکمیل می­شود که مردان نیز به وظیفه اخلاقی و فقهی خود عمل نمایند و نگاهشان را به افقهای پاک بدوزند و از ناپاکی چشم، بپرهیزند. و هر دو قشر تلاش کنند تا با اخلاق و سنن اسلامی، کانون خانواده را گرم نگهدارند و با این گرمی به جامعه که خانواده بزرگتر است، طراوت ببخشند.

2-    آرامش وآسایش روانی، امنیت اجتماعی

امنیت، یکیاز طبیعی ترین و ضروری ترین نیازهای بشری است . به نظر مزلو  نیاز به امنیت، از نیازهای زیربنایی برای رشد وشکوفایی شخصیت انسان است که در صورت ارضا نشدن، رشد شخصیت مختل می شود.
زنان به دلیل ویژگی های خاص شخصیتی و موقعیت اجتماعی شان، آسیب پذیرترند و بیشتراحساس نیاز به امنیت می کنند؛ در همه جوامع بشری، همواره مردانی وجود دارند کهبه دلیل نداشتن تربیت صحیح انسانی، دوست دارند فضایی ناامن برای بانوان ایجاد کنند، و با نگاه های هوس آلود و رفتارهای نابهنجارشان، نعمت امنیت را از زنانبربایند.
البته در این شرایط، زنانی که در انظار عمومی،‌ خود را به نمایشمی گذارند و باعث تحریک مردان می شوند، ناگزیر باید منتظر آزار واذیت افرادلاابالی و فرصت طلب نیز باشند. بهترین شاهداین مدعا، وضعیت اسف بار زنان در جوامع غربی و برخی زنان در جامعه خودمان است؛ یکی از نویسندگانمعاصر، درباره امنیت زنان جامعه انگلیس، چنین می نویسد:
داشتن روابط آزاد وبی حجابی، توأم با آرایش های هوس انگیز زنان در غرب، میل جنسی مردان را چنانبرانگیخته است که اکثر نسل جوان، به بیماری های جنون جنسی مبتلا شده اند.
درانگلستان، رسانه ها هر روز اخبار وحشتناک حمله های وحشیانه این افراد به زنان رامنتشر می کنند. آمارها حاکی از آن است که زنان این کشورها، به خاطر توصیه رادیو وتلویزیون برای حفظ جان خود، از وسایل دفاعی از قبیل اسپری های بی هوش کننده و سلاحهای سرد و غیره استفاده می کنند و متأسفانه در قالب آماری هرچند اندک در جامعه خودمان شاهد حوادث این چنینی در صفحات روزنامه ها هستیم.

خداوند در قرآن می فرماید:
یا أَیُّهَا النَّبِیُّقُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْجَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللّهُغَفُورًا رَحیمًا ( احزاب:59)
ای پیامبر ،به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنانبگو:«جلبابها (روسری های بلند) خود را بر خویش فرو افکنند این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.

3-    حفظ ارزش  وکرامت زن

اسلام، هرگز زن را از اجتماع و یا مسئولیتهای اجتماعی، محروم نساخته است بلکه به خاطر ظرافت وجود و عواطف سرشار و لطافت طبعش، مسئولیتهای مهم و ظریفی را به او واگذار نموده است. از این رو می بینیم که زنان بزرگ و قهرمانی در دامان اسلام پرورش یافتند و عظمت اسلام را در پرتو فداکاری خود بیمه کردند.

زندگانی سیاسی فاطمه زهرا(س) بهترین و گویاترین سند نقش آفرینی زنان در جامعه اسلامی است. تلاشهای فراوان آن حضرت برای تحقق امر رهبری امام علی(ع) و سخنرانی پرهیجانش در مسجد پیامبر(ص) و . . . جملگی از نتایج تاثیر فرهنگ اسلام در پرورش زنان محسوب می گردد. نمونه دیگر از این قبیل، زندگی پر برکت زینب کبری (ع) قهرمان کربلا است. زنی که بعد از شهادت حسین بن علی (ع)، رهبری انقلاب و حفاظت از جان پیشوای شیعیان و اهل بیت امام (ع) و خانواده شهدا را به عهده گرفت و در دربار یزید، آنچنان سخن راند که ارکان حکومت یزید را به لرزه درآورد.

تاریخ اسلام، همواره شاهد پرورش زنان دانشمند، فقیه و محدث –که افتخار بشریتند- در دامن خود می­باشد.

اسلام بر روی تمام سنتهای غلط، خط بطلان کشید و با تثبیت موقعیت زن، تکریم و احترام به او را پایه گذاری نمود و در عین حالی که شخصیت اجتماعی زن را به رسمیت شناخت، اختلاط افراطی زنان و مردان را نکوهید و جایز نشمرد.

پوشش اسلامی، عفاف و شخصیت زن و وزانت و متانت وی را نمودار می کند و او را همچون دری گرانبها در بر می­گیرد.

پوشش، نه تنها از شخصیت زن نمی کاهد، بلکه او را بدل به اسطوره­ای می­کند که در تابلوی زندگی نقشهای بدیع و دلپذیر، می آفریند. پوشش، زن را برای همسرش بیمه می­کند و او را برای بیگانگان، شجره ممنوعه می­سازد.

4-    مقابله با تهاجم فرهنگی

فرهنگ، مرزجدایی با دشمن است. فرهنگ است که به یک ملت، هویت و شخصیت مستقل می­دهد. لذا دشمن سعی می­کند، این مرز و در نتیجه استقلال را نابود کند تا احساس حیثیت ملی و هویت ذاتی مستقل از بین برود. اگر ملت استعمار شده، مانند استعمارگر حرف بزند، غذا بخورد، لباس بپوشد، رفت و آمد کند، معاشرت نماید، مو و سر و صورت خود را درست کند، مانند بیگانه قیافه بگیرد و با ژست بیگانه در خود احساس شخصیت کند، دیگر برای دشمن هیچ خطری نخواهد داشت. زیرا دیگر خودی نمانده است که احساس استقلال کند و از خود بیگانه­ای است که هویت خود را از دست داده است و بیگانه را نه تنها غریبه نمی­داند، بلکه او را الگو و مقتدای خود می­شناسد و از همین رو، هرگز به فکر جدایی و ستیزه جویی با وی بر نمی­آید. از این رو، استعمارگر در نخستین اقدام خود، مرزهای فرهنگ بومی را بر می چیند، و فرهنگ وارداتی و بیگانه را جایگزین آن می­سازد.استعمار انگلیس، برای اسلام زدایی و جایگزین نمودن فرهنگ غربی در دو کشور قدرتمند اسلامی ترکیه مرکز امپراطوری عثمانی و ایران مرکز ظلم ستیزی تشیع –بدست مهره­های خود، کمال آتاتورک و رضاخان، بی حجابی را با زور سر نیزه به ملت مسلمان دو کشور تحمیل کرد تا بتواند مطامع استعماری خود را تامین نماید. «فرانتس فانون» نویسنده روشنفکر و معروف می گوید: « اولین اقدام ضد فرهنگی که فرانسه در الجزایر صورت داد، تلاش برای از بین بردن حجاب بود و در این کار، موفق شد وهر چه بدن زن الجزایری را بیشتر عریان کرد، چنگال استعمارگر بیشتر به حلقوم الجزایری، فرو رفت اما مجدداً، زن الجزایری شخصیت خود را بازیافت و مبارزه علیه مطامع استعمار نیز آغاز گردید.»

5-    ارج نهادن به اوامر الهی ، رشد معنوی جامعهبا گسترش یاد خدا و تقویت بنیانهای اعتقادی مردم در جامعه

امور روبنایی بر حقایق زیربنایی متکی است. در طبیعت به ویژه نباتات این حقیقت کاملاً آشکار است. درخت تنومند، زیبا و دارای شاخ و برگ­های متعدد از یک ریشه‌ی قوی، عمیق و مناسب بهره­مند است. انسان از این حقیقت مستثنی نیست. ظاهری دارد و باطنی، اعتقادهایی دارد که ریشه‌ی رفتارهای ظاهری انسان را شکل می­دهند و ظواهری دارد که روابط بیرونی را تنظیم می­کند. هرچه ریشه و اعتقاد صحیح­تر و عمیق­تر باشد، ظواهر و میوه­های رفتاری آن شیرین­تر و سالم­تر است و به هر میزان اعتقادها و باورهای او ناسالم و سطحی­تر باشد، ثمرات رفتاری ناسالم و تلخ‌تری تحویل می­دهد. تمام هویت دین بر اصل «توحید» استوار است و تمام اعمال و رفتار از این ریشه و چشمه‌ی طیب و طاهر سرچشمه می­گیرد. بنابراین؛ هرچه توحید قوی­تر و راسخ­تر باشد به همان میزان کارها محکم­تر و رفتارها خدایی­تر می­گردد.
بدون شک، اعتقاد سالم از معرفت صحیح ناشی می­گردد و معرفت صحیح با کسب مبانی یقینی و علوم وحیانی به دست می­آید. به دنبال شناخت است که دل باور نموده و اعتقاد پیدا می­کند و به دنبال آن، اعتقاد است که اعمال را شکل می­دهد. اگر بین اعتقاد از یک طرف و رفتارها از سوی دیگر دوگانگی به وجود آید، نفاق رخ می­نماید و دیر یا زود این دوگانگی خود را نشان می‌دهد زیرا چنین شخصی تنها در زمان محدودی می‌تواند خود را نگه داشته و در تضاد با اندیشه، اعتقاد و باطن خود عمل نماید اما؛ در نهایت به کسالت و بی­رغبتی در عمل منجر شده و در شرایط ویژه، سریره‌ی خود را نشان خواهد داد.

زن مسلمان با حجاب اسلامی، خود را در دژ و حریم الهی می­یابد, چرا که او سرباز سپاه الهی است که باید بر تعهدی که با خدای متعال بسته, پای­بند بوده و از آن چه که گزندی به این تعهد برساند در هراس باشد.

 گو این­که لباس ظاهرش نشان از این وظیفه و تعهد دارد. حجاب به گونه­ای برای او طراحی شده که نه تنها عاطفه­ی زندگی را حفظ کرده و امکان فعالیت را برای او میسر می­سازد, بلکه زن مسلمان محجبه با حضور همیشگی خود در صحنه بر اقتدار و تداوم حرکت صحیح اجتماع به سوی اهداف متعالی، نقش­آفرین بوده است.

6-    کاهش فساد اخلاقی وکنترل روابط نامشروع

حضور تحریک آمیز زنان درصحنه اجتماع، از یک سو باعث ایجاد روحیه شهوانی در مردان، و از سوی دیگر رواج دوستی با صنف مخالف و روابط نامشروع می شود. چنانکه در دنیای غرب، به خوبی دیده می‌شود و آثار نکبت‌بار روابط نامشروع برکسی پوشیده نیست، یکی از آثار، آلوده شدن نسل و به دنبال آن سقط جنین و تولد فرزندان نامشروع و غیرقانونی است که متأسفانه بر اثر عدم رعایت عفّت و پوشش اسلامی، این آثار، روز به روز بیش­تر می‌شود و آمار نشان می‌دهد که این موضوع در کشور‌هایی که پوشش اسلامی رعایت نمی‌شود، به مراتب بیش­تر از جاهایی است که پوشش اسلامی رعایت می‌شود.

 

7-    هدایت ، کنترل وبهره مندی صحیح از غرایز وامیال انسانی

یکی از صفات الهی ، حکمت است حکمت خدای مهربان اقتضا می کند که هیچ کاری را بیهوده و بی هدف انجام ندهد و تمام آفرینش بر مبنای حکمت او ایجاد گردد پس یقینا آفرینش غرایز انسان بی حکمت نیست اسلام با حذف و سرکوبی غرایز، افراط و بی بند و باری مخالف است اما تاکید بسیاری بر تعادل برقرار کردن بین قوا و بهر ه برداری عقلانی از آن دارد.

8-    کاهش مدپرستی بانوان و تعدیل غریزه خودنمایی

پوشش و حجاب نقش اساسی در متعادل کردن غریزه خودنماییوتبرج زن دارد؛ زیرا آزادی در خود آرایی و نمایش جلوه های زنانه در جامعه، باعثافراط در تجمل و توجه به زیبایی های ظاهری می شود که این توجه افراطی، بروزاختلال های روانی را نیز برای زن در پی دارد.
وقتی زن، بی حجاب و آراسته درمیان مردان ظاهر می شود، برای عده ای خوشایند خواهد بود و او را تحسین و تکریمظاهری می کنند. به همین دلیل، زن همواره می کوشد ظاهر خود را به گونه ای بیارایدکه بیشتر مورد پسند آنها قرار گیرد. معمولاً این گونه زنان و دختران، برای اینکهمحبوب تر شوند، هر روز وقت زیادی را صرف آرایش خود و تقلید از مدهای جدید می کنند. این روند و نگرانی از اینکه، کارها به دل خواه آنها پیش نرود، مشکلات و ناراحتیهای روانی زیادی برایشان ایجاد می کند. درحقیقت این دغدغه همواره ذهن آنها را به خودمشغول می کند که با صرف این همه وقت و هزینه، آیا توانسته اند نظر دیگران را بهخود جلب کنند و موردپسند آنان قرار گیرند یا به عکس، مورد تمسخر و تحقیر قرارخواهند گرفت. به این ترتیب به موجوداتی همیشه نگران تبدیل می شوند. عامل دیگرنگرانی آنها، این تصور است که هر لحظه رقیبی زیباتر از راه برسد و شکار آنها رابرباید. دلیل دیگری که به ناراحتی آنها می افزاید، این است که می بینند به مرورزمان، از زیبایی شان کاسته می شود و زنان جوان تر و زیباتر جای آنها را می گیرند ودلربایی آنها را، کمتر می کنند. بنابراین برای جبران ضعف خود در این رقابت، به تنوعطلبی بیشتر در لباس، آرایش، جلوه گری و خودآرایی رو می آورند که البته نتیجهچندانی برایشان ندارد و انتهای آن یأس و ناامیدی است.
آنچه دختران ما باید به آن توجه کنند این است که زیبایی، بهنمایش اندام و آرایش چهره نیست؛ بلکه پیش از هر چیز، مدیون قدرت تفکر، سلامت جسم و کمال نفس است. گمان و تصور یک دختر، این است که زندگی وآینده اش، به اندازه بینی یا خمیدگی مژه هایش بستگی دارد؛ تا آنجا که حتی یک میلیمتر کوتاهی طول مژه نیز می تواند به مسئله ای جدی و بحرانی واقعی در زندگی او تبدیلشود.
تحقیقات نشان می دهد که زنان بدحجاب، خیلی زودتر اززنان دیگر، زیبایی خود را از دست می دهند، زیرا در علم پزشکی اثبات شده است کهبرهنگی اعضای زن در محیط گرم یا سرد، سبب به هم خوردن تعادل چربی های زیر پوست شده، لطافت، ظرافت و صافی عضلات را به ناهمواری و مردانه شدن آنها مبدل میکند.
افزون براین ،وقتی زن تمام زیبایی های خود را در معرض تماشای عموم قرارداد، دیگر چیزی برای جلب توجه ندارد و براساس قانون عرضه و تقاضا ،ارزش خود را ازدست خواهد داد. بنابراین ، بدحجابی ، هم از نظر جسمی و هم از نظر روانی ، به زنآسیب می رساند و عامل تشدید سرخوردگی و ناراحتی وی می شود.
هرچیزی زکاتی دارد. مثلاً خدای متعال ثروتی به کسی عنایت می‌کند، شکرانه‌‌ی آن، دادنزکات است.امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمود: زَکاةُ الجَمالِ، العِفافُ[2]؛ شکر زیبایی، پاککردن روح و وجود خویش از آلایش‌ها و زمینه‌سازی برای رشد و تعالی روح، یعنی همان عفاف است.

پیغمبراکرم (صلّی الله علیه وآله) مطلب هشدار دهنده‌ای به حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) فرمودند: ای فاطمه جان! هیچ زنی نیست که خود را آرایش کرده و با زیباترین ونیکوترین جامه‌های خود از خانه خارج شود تا نگاه مردان را به سوی خویشتن جلب کند،مگر اینکه همه‌‌ی فرشتگان آسمان‌ها و زمین او را نفرین خواهند کرد و تازمان مرگ در غضب و خشم الهی خواهد بود و پس از مرگ، فرمان داده می‌شود که او را دردل آتش بیفکنند.

9-    حجاب نقطه­ی عظیم اتصال به ولایت

حجاب اسلامی, لباس الگوی زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا است, از همین رو، زن محجبه در این لباس خود را پیرو ایشان قرار داده و زمینه­های رفتاری براساس سیره­ی بزرگان را می­آموزد. حجاب, پیام فرهنگی این الگوی متعالی است که آن را می­توان نقطه­ی عظیم اتصال به ولایت دانست

10-توسعه­ی مسؤولیت­پذیری و ایفای نقش اجتماعی با انجام فعالیتهای اجتماعی هدفمند ، مفید وسازنده

حجاب به ایجاد و تقویت انگیزه جهت فعالیت هدف­دار زن کمک می­کند و نه تنها او را به عنوان انسانی فعال و پویا مطرح می­سازد, بلکه تصویر زن مسلمان را تصویر زنی که به همراه فعالیت­های علمی, اجتماعی, اقتصادی خود رسالت فرهنگی را نیز بر عهده دارد, مطرح می­سازد.حجاب اسلامی, لباس ارتباط و فعالیت اجتماعی است. اسلام از انسان خمود و سست بیزار است. هر فرد مسلمان مسؤولیت گردش چرخه­ی حیات را بر عهده دارد. لذا بازیابی مسؤولیت فردی و ایجاد زمینه­ی رشد و فعالیت اجتماعی, جزء رسالت­های فردی هر مسلمان است, و طرح مسأله­ی حجاب زن مسلمان خود شاهدی گویا بر ثمربخشی نقش و تحرک اجتماعی او در جامعه اسلامی است.

11- رشد فرهنگی جامعه با تبلیغ حاکمیت رفتار معقول انسانی در جامعه و عقلایی شدن رفتارها

کارکرد حجاب در فعال نمودن عناصر فرهنگ بر هیچ­کس پوشیده نیست. حجاب به استقلال فرهنگی و عدم وابستگی فرهنگ به اقتصاد یا سیاست کمک نموده و به عنوان وسیله­ای مهم در جهت اصلاح ساختار فکری, فرهنگی جامعه به سوی عقل سلیم و معنویت به شمار می­آید. به بیان دیگر؛ حجاب در جهت دهی و ارشاد فرهنگ جامعه به سوی کانون­های رشد اثر قطعی دارد.

 گردآوری و تنظیم: آزاده علی نژاد

(۰) دیدگاه